
به بهانه ی اعدام یعقوب مهرنهاد
ساعت هاست که می اندیشم تا چیزی در مورد اعدام یعقوب مهر نهاد بنویسم. اقوال ضد و نقیض ِ بسیاری به گوش می رسد. گروهی همصدا با حاکمیت بر این باورند که او با گروه ِ تروریستی جندالله در ارتباط بوده است و در نتیجه مستحق ِ مرگ. می گویند نباید از او نوشت که به قول حافظ " جانا روا نباشد خونریز را حمایت ". عده ای دیگر را نظر این است که او یک فعال مسالمت جوی ِ حقوق بشر و روزنامه نگار بوده است و هیچگونه ربطی با دار و دستهی ریگی نداشته است و لذا اعدام او عملی غیر قانونی و غیر اخلاق است که در جهت تهدید و تحدید ِ آزادی بیان و فعالیت نهاد های حقوقی بشری انجام گرفته است.
در این میان من نیز چون آقای صادق زیباکلام * ـ که به قول دکتر سروش نه صادق است و نه زیبا،کلام می گوید – متن کیفر خواست مهر نهاد را ندیده ام اما می توانم بگویم که بار دیگر جمهوری اسلامی بنای نا مهری نهاد و یعقوب مهر نهاد را از حق داشتن وکیل چه در دادگاه بدوی و چه تجدید نظر محروم ساخت. دادگاهی غیر علنی و بدون حضور هیئت منصفه که نقض آشکار حقوق انسانی است. گویا هنوز روح آقای خلخالی است که از پس ِ سال ها سخن می گوید. می گوید: "آدم زنده که وکیل و وصی نمی خواهد".
آدمی کرامت دارد حتا اگر مجرم باشد و این را گویا آنهایی که داعیهی پیروی از "ولقد کرمنا بنی آدم" دارند فراموش کرده اند. من نیز همراه و همگام با حکومت می گویم یعقوب مهرنهاد مجرم بوده است.آیا داشتن وکیل و دادگاه علنی حق ِ یک مجرم نیست؟آیا مردم ِ به قول آقایان رشید و فهیم ایران نباید از جریان ِ پروندهی این مجرم با خبر می شدند؟چرا او باید در یک دادگاه غیر علنی و بدون حضور وکیل به مرگ محکوم شود؟ آیا به راستی جان ِ آدمی در این آشفته بازار تا این اندازه بی بها شده است؟ آیا این جوان تا به این اندازه برای حکومتی که به قول خود در دوران تثبیت به سر می برد و در جرگهی قدرت های بزرگ جهانی در آمده است ! خطرناک بوده است؟ من به عنوان فردی که دغدغهی حقوق انسان ها را وظیفهی انسانی و دینی خود می دانم نمی توانم نگرانی ِ خود را از این گونه جان ستاندن ها ابراز نکنم.
* اشاره به مصاحبه ی صادق زیبا کلام با صدای آمریکا
++ دختر یعقوب میر نهاد در سوگ پدر
+ وبلاگی که دیگر هرگز به روز نخواهد شد. دکتر حسام فیروزی
+ به مرگ عادت نکنیم .مجتبی سمیع نژاد
+ آنکه برای آزادی بر دار رقصید. میرا قربانی فر